من نظرم اینه که شنا کردن در جهت جریان آب، از عهده ماهی مرده هم بر می آید.

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟بیماری فکری و روان نامش غفلت است.و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.
.
20 نکته کلیدی برا ی خروج از بن بست
تالیف : روح الله بلوردی
مدیریت باز مدیریتی است که اساس آن بر پایه باز متن استوار هست ، بهمین دلیل میتوانید در این نوع مدیریت تجارب خود را به رایگان با دیگران به اشتراک بگذارید!
هدف از مدیریت باز :
به نظر من وقتی ایده را با دیگران به اشتراک بگذارید ایراد های ایده مشخص میشه و میشه اون رو بست و توسعه داد

<img src="/images/stories/internet.jpg" border="0" />

ایجاد شبکه اجتماعی مجازی ساده است اما بحث این است که چگونه کاربر برای این شبکه جذب کنیم؟ پس جمله اول نقض می شود، چگونگی ایجاد مهمتر از خود ایجاد است.چند وقتی است بنابر موقعیت کاری؛ درگیر مشاوره و نظارت برپیاده سازی چند شبکه اجتماعی مجازی شده ام. سعی می کنم تجربیات مفید در این باره را کوتاه بنویسم. ۵ نکته کلی اولیه به شرح ذیل است:

۱- ایجاد شبکه اجتماعی مجازی توسط دولت بی نتیجه است. بخش خصوصی، انجمن های غیرانتفاعی و نهادهای مدنی بهترین گزینه برای پیاده سازی آن است. عموما در غرب هم دولت ها مولد شبکه اجتماعی نیست بلکه سعی می کنند از شبکه های موجود استفاده کنند! حتی آنها هم می دانند که کاربران کمتر به دولت ها اعتماد می کنند.

۲- در طراحی شبکه اجتماعی تنظیم و چگونگی روابط مهمترین رویکرود است. مثلا رابطه افراد با یکدیگر چگونه باشد. فریندشیب (براساس دوستی) یا فالوئر شیب (براساس محتوا) باشد. گوگل پلاس هردوی اینها را تحقق بخشید و فیس بوک نیز جدیدا این دو را در کنار یکدیگر ایجاد کرده است.

۳- سیاست حریم خصوصی افراد، حساس ترین موضوع در ایجاد شبکه اجتماعی است. کاربر باید احساس کند (نه ببنید) اطلاعاتی که در این شبکه منتشر می کند؛ حفظ خواهد شد. این اطلاعات رویکرد تبلیغی، تجاری و سیاسی به خود نمی گیرد. این بخش همیشه چالشی ترین این حوزه است.

۴- پلتفرم دائما در حال توسعه است. با توجه تغییر نیاز پی در پی کاربران، پلتفرم شبکه های اجتماعی دائما در حال توسعه و تغییر است. نمی توان به شبکه اجتماعی به مانند یک سایت نگاه کرد و فقط آن را لود کرد و تمام! توسعه پلتفرم مهمتر از ایجاد پلتفرم است.

۴- تیم پشتیبانی مهمتر از تیم برنامه نویسی است! پشتیبانی از پلتفرم در ارایه خدمات به کاربران بسیار مورد توجه است. پیگیری فعالیت های مجرمانه و غیره مثلا سرعت حذف یک ویدیو غیر اخلاقی در یوتیوب را تصور کنید!

۵- تیم راهبری شبکه کاملا شفاف است. اصل این است که در شبکه های اجتماعی چیزی برای پنهان ماندن وجود ندارد. پایان نامرئی بودن نزدیک است. کاربران باید حضور تیم تولید کننده، راهبری و غیره را لمس کند. آنچه که در ایجاد شبکه اجتماعی قابل لمس نباشد، محکوم به شکست است.
logo-samandehi



Back to Top

Template Design:Dima Group